تسلط شش اپل، مایکروسافت، انویدیا، آمازون، آلفابت، و متا شرکت فناوری به واقعیتی تبدیل شده که قدرت جهانی را خارج از منطق سنتی دولت شکل میدهد.
دکتر خالد ولید محمود
۴ دسامبر ۲۰۲۵
عرصهی اقتصادی جهانی دیگر تنها تابع قوانین رشد و رکود یا برنامههای دولتها و بانکهای مرکزی نیست، بلکه واقعیت جدیدی شکل گرفته است؛ هفت شرکت خصوصی که نه ارتشی دارند و نه کرسیای در سازمان ملل، اما نفوذی فراتر از قدرت کشورهای صنعتی بزرگ یافتهاند.
در زمانی که قدرت با دادهها و محاسبات و هوش مصنوعی سنجیده میشود، این شرکتها به مراکز حاکمیتی موازی تبدیل شدهاند که خارج از چارچوب سنتی دولت عمل میکنند و نقشههای اقتصاد و سیاست و حقوق را در سطح جهانی دوباره ترسیم میکنند.
این شرکتها شامل: اپل، مایکروسافت، انویدیا، آمازون، آلفابت، و متا هستند و کنترل یکسوم ارزش بازار شاخص استاندارد اند پورز ۵۰۰ را که بیش از ۵۱ تریلیون دلار است، در دست دارند. این یک پیشامد تاریخی است که صعود موجودیتهای غولپیکری را نشان میدهد که رهبری آنها بر عهده اپل و انویدیا است.
این شرکتها دیگر موسسات فناوری سنتی نیستند، بلکه قدرتهای اقتصادی فراملی هستند که در حال بازسازی بازارهای جهانی و تحمیل منطق جدیدی از نفوذ خارج از سلطه دولتها و بانکهای مرکزی هستند. آنها قدرتهای نظامی هستند که زیرساختهایی را کنترل میکنند که اقتصاد دیجیتال مدرن بر آن بنا شده است.
جوهر قدرت شرکتها
جوهر قدرت این شرکتها در این است که دیگر تنها تولیدکننده فناوری نیستند، بلکه مهندسان محیطهای دیجیتالی هستند که در آن زندگی میکنیم. آنها سیستمهای بستهای میسازند که در آن دادهها، الگوریتمها، زیرساختهای ابری و سختافزارها با هم ترکیب میشوند تا فضایی اقتصادی و معرفتی بسته بسازند که تنها آنها قواعد آن را کنترل میکنند.
اکنون کاربر یا مصرفکننده یا توسعهدهنده یک طرف مستقل نیست، بلکه جزءای از شبکههای مرتبطی است که تحت حاکمیت این شرکتها قرار دارند؛ شبکههایی که از ایده بازار فراتر رفته و به یک اکوسیستم دیجیتال کامل تبدیل شدهاند که روابط درون آن از طریق الگوریتمها نه قوانین، دوباره شکل میگیرد.
با گسترش این سیستمها، تأثیر آنها به سطوحی نفوذ میکند که روزگاری مختص دولتها بود: تحقیق علمی، امنیت سایبری، آموزش، رسانه، خدمات دولتی و زیرساختهای ارتباطی. این یک سلطه نرم است که عمیقتر و فراتر از مرزها عمل میکند، زیرا نفوذ آن با هر جریان داده، هر محاسبه و هر ارتباط از طریق ابر گسترش مییابد.
نوآوری فناوری یا حبابی که پشت درخشش پیشرفت پنهان شده است؟
جهان امروز در برابر صعود بیسابقهای در ارزیابیهای شرکتهای فناوری قرار دارد، صعودی که هزاران دلار را در طی چند سال به ثروتهای عظیم تبدیل میکند. سرمایهگذاری سادهای به ارزش ۷ هزار دلار در سال ۲۰۱۵ اکنون به حدود ۴۷۰ هزار دلار رسیده است. اما پشت این جهش، سؤالی پیچیدهتر وجود دارد: آیا این افزایش نشاندهنده یک تحول تاریخی است که توسط انقلاب هوش مصنوعی رهبری میشود، یا اینکه ما در حال تکرار منطق حباب هستیم، جایی که روایتهای فناوری جایگزین حقایق اقتصادی میشوند و ارزیابیها بیشتر منعکسکننده پیشبینیها هستند تا واقعیت؟
آنچه در حال وقوع است تنها به رشد مربوط نمیشود، بلکه به مهندسی جدیدی از بازار اشاره دارد که بر تمرکز غیر سالم ثروت و ارزش در یک تعداد محدود از شرکتها تأکید دارد.
نفوذ فراتر از اقتصاد و نگرانی از سلطه بدون محدودیت
ابعاد این داستان تنها به شاخصهای مالی محدود نمیشود و نه به تسلط شرکتها بر سودهای دره سیلیکون. رشد عظیمی که این موجودیتها به دست آوردهاند، طبقه جدیدی از قدرت را ایجاد کرده که از اقتصاد سنتی فراتر رفته و به فضاهای حساستری مانند شکلدهی به آگاهی و رفتار انسانی و کنترل زیرساختهای دیجیتال که به شریان حیات کشورها و مردم تبدیل شده، میپردازد.
بنابراین، نگرانیها از اتاقهای تحلیل اقتصادی به سالنهای سازمان ملل منتقل شده است. فولکر تورک، کمیسر عالی حقوق بشر، هشدار داده است که تمرکز قدرت اقتصادی و اطلاعاتی در دستان تنها شش شرکت، تهدیدی ساختاری برای دموکراسی و حقوق بشر است و وضعیتی بیسابقه در تاریخ مدرن ایجاد میکند.
نتیجهگیری
در نهایت، این شش غول پدیدهای جدید در اقتصاد سیاسی هستند: قدرتهایی فراتر از دولت که آینده را شکل میدهند، اما ممکن است اساس نظام جهانی را تهدید کنند اگر تحت کنترلهایی قرار نگیرند که انسان را قبل از فناوری و حق را قبل از الگوریتم محافظت کند.
منبع: الجزیره عربی
