بخشهایی از سخنرانی پیشهوری (پیشهورینین نطقینین مختصری)
۱۹ شهریور ۱۳۲۴، در سالن تئاتر شیر و خورشید تبریز
آنچه ما میخواهیم حقوق داخلی و مختاریت فرهنگی است. مسئله زبان جزئی از این [مختاریت] است… تقریبا دو سال و نیم پیش در همین سالن با دلایلی اثبات كرده بودم كه ایران از این جنگ [جهانی] به سلامت بیرون خواهد آمد. اكنون نیز بر همان عقیده ام. در این تردیدی نیست. زیرا شخصیتهای بزرگ جهان در این باره به ملتهای ایران تضمین داده اند. موضوع استقلال، اساسا موضوع قابل بحثی نیست. كسی نمیخواهد آن را انكار كند. مرحوم مساوات – از رهبران سابق حزب دموكرات- به ما توصیه میكرد كه از طرح مسئله استقلال اجتناب كنیم. او میگفت: در این باره فقط زمانی میتوان بحث كرد كه مورد تردید و قابل بحث باشد. استقلال ایران از موضوعات حتمی و غیر قابل بحث است. من عمدا این مسئله را پیش كشیدم كه شعارهای روشن و آشكار حزب مان مورد سوء تعبیر مغرضین قرار نگیرد…ما نمیتوانیم تاریخ مبارزه آزادیخواهانه خلق آذربایجان را فراموش كنیم. ارتجاع تهران ضربات بزرگی به آذربایجان زدهاست. ما نمیتوانیم انتظار هیچگونه امیدی از این رژیم استبدادی كه در تهران لانه كردهاست داشته باشیم…كشانده شدن خائنانه سردار بزرگ خلق آذربایجان، ستارخان به تهران و كشته شدن او هنوز از یادها نرفتهاست… ما نمیتوانستیم حكومت ملی خود را به محض سقوط رضاخان بوجود آوریم. من در آن زمان [با نوشتن مقالاتی] در صفحات روزنامه «آژیر»، تلاش كرده بودم که امكان ناپذیر بودن این امر [ یعنی انقلاب] را به جوانان اثبات كنم. آن هنگام حزبی كه قادر به رهبری جنبش ملی و روند انقلاب باشد وجود نداشت. انقلاب فاقد رهبری نمیتوانست نتیجه دهد. ولی اكنون وضعیت كلا تغییر كرده و در اثر سه سال و نیم مبارزه، نیروهای جدید و جمعیتهای نیرومند سیاسی وارد میدان شده اند…ما باید حقیقت را به صراحت به مردم نشان دهیم. خواستهای ما مبنای قانونی دارند. ما برای احیای قانون اساسی كه تامین كننده حقوق ملتها و خلق هاست، به مبارزه پرداخته ایم. قانون اساسی بدون انجمنهای ایالتی و ولایتی فقط میتواند كاغذ خشك و بی معنایی باشد. به خاطر احترام به قانون و مقدس دانستن آن است كه ما در درجه اول خواستار اجرای بزرگترین، اساسیترین قانون- یعنی موضوع انجمن ایالتی هستیم…بیانیه [۱۲ شهریور ۱۳۲۴] تاثیر بسیار عمیقی در خارج [از آذربایجان] بجا گذاشتهاست. دشمنان ما، بخصوص مستبدین پایمال كننده حقوق خلقهای ایران ـ که در تهران نشسته اند- آن را خوانده و به لرزه در آمده اند. ما به جهانیان ثابت خواهیم كرد كه لیاقت و قدرت آن را داریم كه خانه خود را بدون کمک بیگانه اداره كنیم…می گویند: «حق را باید گرفت. آن را نمیدهند.» بنظر من این شعار کامل نیست. بنظر من شاید گرفتن حق کار آسانی باشد، ولی باید بتوان آن را حفظ کرد. اگر مشروطه خواهان قهرمان ما به این نکته توجه میکردند و اغفال نمیشدند، اکنون آذربایجان و یا شاید کل ایران یکی از کشورهای بسیار آزاد و بسیار دموکراتیک جهان بود و این فقر و فلاکت و گرسنگی و بدبختی دامنگیر ما نمیگشت. مردم آذربایجان چهل سال قبل با تشکیل انجمنهای ایالتی و ولایتی رشد و استعداد سیاسی خود را نشان دادهاست…اصلاحات بزرگی را در پیش داریم. در وحله اول باید اختلافات موجود میان دهقانان و اربابها را به طرز عادلانهای حل و رفع کنیم. سپس مسئله فرهنگ و بهداشت است که به نظر ما از مسائل بسیار مهم است. ملتی که فرهنگ و بهداشت نداشته باشد، قادر به حفظ استقلال، حیات و آزادی خود نخواهد بود…یکی از بزرگترین آرزوهای ما باسواد شدن عموم خلق است. یک خلق با سواد و تندرست در برابر ستم و فشار سر خم نمیکند. فرق بزرگ میان انسانها و حیوانات نیز در همین است. انسان مخلوقی اجتماعی است؛ تنها زندگی نمیکند، هدفش فقط تامین زندگی شخصی خودش نیست. انسان به خاطر جامعه زندگی میکند و بهمین جهت باید منافع اجتماع را بر منافع شخصی خود ترجیح دهد. اگر هر کس تلاش میکرد که گلیم خود را از آب بیرون بکشد، شخصیتهای بزرگ، قهرمانان فداکار و انسانهای رشیدی که جان خود را در راه وطن و ملت فدا کردند، بوجود نمیآمدند. این فداکاری فقط محصول دانش، فرهنگ و تشکیلات است. ما باید عادت کنیم که منافع توده مردم را بر منافع خود ترجیح دهیم و از این طریق خلقمان را از فلاکت آزاد کنیم. افتخار و سربلندی در ثروت و مکنت و زندگی شخصی نیست. انسانهای سربلند جهان عموما کسانی بوده اند که به مردم خدمت کرده اند…در آخر باز تکرار میکنم. ما به استقلال ایران کاملا علاقمندیم. دادن وجبی از خاک آن به دیگران بهیچ عنوان در میان نیست.
آنچه ما میخواهیم حقوق داخلی و مختاریت فرهنگی است. مسئله زبان جزئی از این [مختاریت] است. (ادامه دارد)
